مسئله تریاک در جامعه عصر رضاشاه: پدیده اعتیاد، آثار سوء اجتماعی آن و راهکارهای دولت در مقابله با آن

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد

2 دانشجو دکتری تاریخ اسلام

چکیده

این مقاله درصدد بررسی مسئله تریاک در جامعه ایران عصر پهلوی است. اعتیاد به تریاک که در این دوره خود به معضلی بزرگ تبدیل شد، میراثی از دوران صفویه و قاجار بود. از اواخر دوره صفویه تولید و مصرف تریاک در جامعه افزایش یافت و در دوره قاجار و پهلوی، تجارت آن  نقشی مهم در اقتصاد کشور ایفا کرد. افزایش تولید و تجارت تریاک به منظور عرضه به بازارهای جهانی در عصر قاجار و انتقال فزاینده این روند به دوره پهلوی، قابلیت دسترسی آسان  به این ماده را در سطح جامعه افزایش دادو این امر توام با فرهنگ استفاده غلط از این ماده به جای هر نوع  دارو درکنار عوامل داخلی دیگر، بر میزان مصرف آن در جامعه افزود و معضلی ایجاد کرد که اثرات سوء آن دامنگیر جامعه گردید. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، و با تکیه بر اسناد منتشر نشده، روزنامه‌ها، خاطرات و کتاب‌های تاریخی این دوره تلاش کرده است تا اولاً علل رواج مصرف تریاک و تاثیرات منفی اجتماعی آن را بررسی کند و ثانیاً راهکارهای دولت پهلوی اول در مقابله با پدیده اعتیاد را واکاوی نماید. دستاوردهای تحقیق نشان می‌دهد که  رواج این پدیده تبعات منفی اجتماعی از جمله دزدی، قاچاق و سایر بزهکاری‌های اجتماعی را به دنبال داشت و دولت رضاشاه که  از اثرات سوء مصرف آن آگاه بود، برنامه‌هایی برای منع استعمال آن طراحی کرد اما به موفقیت چندانی دست نیافت، زیرا تولید و تجارت تریاک به دلیل منافع سرشاری که برای دولت داشت همچنان رو به افزایش رفت و سیاست‌هایی که برای فروش هر چه بیشتر تریاک اعمال گردید، تدابیر بازدارنده مصرف آن را خنثی کرد و حتی گاه به شیوع استعمال آن دامن می‌زد.    

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Issue of Opium in Reza Shah’s Era: Addiction, Its Harmful Social Effects and Government’s Solutions to the problem

نویسندگان [English]

  • simin fasihi 1
  • farideh farzi 2
چکیده [English]

The Issue of Opium in Reza Shah’s Era: Addiction, Its Harmful Social Effects and Government’s Solutions to the problem Simin Fasihi1 Farideh Farzi2 Received: 28/4/2014 Accepted: 26/10/2014 Abstract This article aims to investigate the issue of opium in the Iranian society during the reign of Reza Shah. Addiction to opium which became a big problem in this era, was a Safavid and Qajar heritage. At the end of the Safavid period, the production and consumption of opium increased in society and in the Qajar and Pahlavi eras its trade played an important role in the country’s economy. The expansion in the production and trade of opium for world markets in the Qajar era and its intensification in the Pahlavi period, provided easy access to this substance. Moreover, the misuse of opium as medication along with other domestic factors, increased its consumption in society and created a problem with many unfavorable consequences. This research is based on unpublished documents, newspapers, diaries and historical sources of this period and makes use of the descriptive- 1 Assistant Professor, Department of History, Alzahra University. fasihis@gmail.com 2 PhD Candidate in History of Iran, International Imam Khomeini University of Qazvin. farzi.farideh@yahoo.com / Abstract 10 governments of the Khazars and Byzantine, were main obstacles that Muslims faced while advancing towards the north of Caucasus. Keywords: Khazars, Muslim, Rashidun Caliphs, Umayyad Caliphs, Relationships, War.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Khazars
  • Muslim
  • Rashidun Caliphs
  • Umayyad Caliphs
  • Relationships
  • war

 

 

 

 

 

مسئله تریاک در جامعه عصر رضاشاه:

پدیده اعتیاد، آثار سوء اجتماعی آن

و راهکارهای دولت در مقابله با آن

 

سیمین فصیحی[1]

فریده فرزی[2]

 

تاریخ دریافت: 8/2/93

تاریخ تصویب: 4/8/93

 

چکیده

این مقاله درصدد بررسی مسئله تریاک در جامعه ایران عصر پهلوی است. اعتیاد به تریاک که در این دوره خود به معضلی بزرگ تبدیل شد، میراثی از دوران صفویه و قاجار بود. از اواخر دوره صفویه تولید و مصرف تریاک در جامعه افزایش یافت و در دوره قاجار و پهلوی، تجارت آن  نقشی مهم در اقتصاد کشور ایفا کرد. افزایش تولید و تجارت تریاک به منظور عرضه به بازارهای جهانی در عصر قاجار و انتقال فزاینده این روند به دوره پهلوی، قابلیت دسترسی آسان  به این ماده را در سطح جامعه افزایش دادو این امر توام با فرهنگ استفاده غلط از این ماده به جای هر نوع  دارو درکنار عوامل داخلی دیگر، بر میزان مصرف آن در جامعه افزود و معضلی ایجاد کرد که اثرات سوء آن دامنگیر جامعه گردید. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، و با تکیه بر اسناد منتشر نشده، روزنامه‌ها، خاطرات و کتاب‌های تاریخی این دوره تلاش کرده است تا اولاً علل رواج مصرف تریاک و تاثیرات منفی اجتماعی آن را بررسی کند و ثانیاً راهکارهای دولت پهلوی اول در مقابله با پدیده اعتیاد را واکاوی نماید. دستاوردهای تحقیق نشان می‌دهد که  رواج این پدیده تبعات منفی اجتماعی از جمله دزدی، قاچاق و سایر بزهکاری‌های اجتماعی را به دنبال داشت و دولت رضاشاه که  از اثرات سوء مصرف آن آگاه بود، برنامه‌هایی برای منع استعمال آن طراحی کرد اما به موفقیت چندانی دست نیافت، زیرا تولید و تجارت تریاک به دلیل منافع سرشاری که برای دولت داشت همچنان رو به افزایش رفت و سیاست‌هایی که برای فروش هر چه بیشتر تریاک اعمال گردید، تدابیر بازدارنده مصرف آن را خنثی کرد و حتی گاه به شیوع استعمال آن دامن می‌زد.

 

واژه‌های کلیدی: تریاک، جامعۀ ایران، اعتیاد، رضا‌شاه.

 

مقدمه

مصرف تریاک در ایران از دیرباز رواج داشته و در دور‌ه‌های مختلف از این ماده چه به‌عنوان دارو چه به عنوان مخدر و مکیف استفاده می‌شده است. ایرانیان از خواص این ماده که گاه آن را افیون نیز می‌نامیده‌اند، آگاه بوده و از دوران باستان با کاشت، مصرف و حتی تجارت آن آشنایی داشته‌اند. منطقه ایران امروز جزو اولین مناطقی در تاریخ بشر بوده که تریاک در آن مصرف می‌شده است. این ماده، در عهد باستان جزو اقلام تجاری بوده و نیز در قرن14 میلادی/ 8 ق مقادیر معتنابهی از آن به چین صادر می‌شده است. در حکومت صفوی کاشت و مصرف آن نسبتاً افزایش یافت و در دوره قاجار که مناسبات ایران با غرب وارد مرحله جدیدی شد و ایران به عرصه اقتصاد جهانی گام نهاد، تولید تریاک در ‌مقیاسی وسیع برای عرضه به بازارهای خارجی آغاز گردید. در دوره پهلوی این روند با شتاب بیشتری ادامه یافت و. بدین ترتیب  از نیمه دوم قرن نوزدهم به بعد جامعه ایران به گونه‌ای چشمگیر با ازدیاد تولید، افزایش تجارت و فزونی مصرف تریاک روبرو گردید و این فزونی، خود منشا اثرات سوئی برای جامعه گردید.

این پژوهش در صدد پاسخگویی به این پرسش‌هاست که علل شیوع مصرف تریاک و تاثیرات سوء آن در جامعۀ دورۀ پهلوی چه بود؟ دولت در جهت مبارزه با اعتیاد چه اقداماتی انجام داد و چرا این اقدامات در‌ جهت ریشه­کن‌کردن معضل اعتیاد، مؤثر واقع نشد؟

بررسی‌ها نشان می‌دهد که در دوره رضاشاه، تقاضای بازارهای جهانی برای خرید تریاک از ایران تولید  و تجارت این محصول را افزایش داد و به موازات این افزایش،  سهولت دسترسی به آن بیشتر شد و این امر توام با فرهنگ غلط استفاده از این ماده مخدر به جای هر نوع داروی دیگر، میزان مصرف آن را در بین مردم بالا برد. افزایش مصرف آن دولت پهلوی را به اعمال سیاست‌های بازدارنده واداشته، اما این سیاست‌ها چندان قرین موفقیت نگردید زیرا دولت پهلوی نیازمند درآمد حاصل از افزایش کشت و تجارت تریاک بود و برنامه‌هایی که برای افزایش فروش بیشتر تریاک تدارک دید، در عمل برنامه‌های محدودکننده مصرف آن را خنثی کرد.

در باب تریاک و اعتیاد به آن در جامعه ایران در دوره‌های مختلف پژوهش هایی صورت گرفته است. این پژوهش‌ها گاه به شکل عام به پدیده تریاک‌کشی در ایران پرداخته‌اند از جمله کتاب "از سیر تا پیاز" باستانی پاریزی[3] که اشاراتی کلی به این پدیده داشته استو یا در دوره‌ای خاص آن را بررسی نموده‌اند: مقاله "علل رواج اعتیاد در جامعه عصر قاجار و آثار اجتماعی آن"[4]، علل شیوع اعتیاد و اثرات مخرب آن را در طبقات مختلف عصر قاجار بررسی کرده است. دو مقاله دیگر به ترتیب با عناوین "ماجرای منع تریاک"[5] و "تریاک و اقدامات انجمن مبارزه با تریاک و الکل"[6] به اقدامات دولت رضاشاه در جلوگیری از استعمال تریاک اشاراتی کرده‌اند. مقاله پیش رو اما به گونه ای مبسوط و تفضیلی، به علل رواج اعتیاد در جامعه عصر رضاشاه پهلوی پرداخته و ضمن اشاره به افزایش کشت و تجارت تریاک که در کنار عوامل دیگر می‌توانست به رشد مصرف آن در سطح جامعه منجر شود، مناطق مصرف آن و نیز لایه‌های اجتماعی درگیر با آن و معضلات آنها را مشخص کرده و همین‌طور به سیاست‌های دولت در مبارزه با اعتیاد تریاک پرداخته و نشان داده که برنامه‌های دولت در مواجهه با  معضل اعتیاد، نقشی دوگانه ایفا کرده است. دولت از یک سو برای منع استعمال تریاک تدابیری اندیشیده ولی از سوی دیگر با توجه به منافع سرشاری که از افزایش کشت و تجارت تریاک داشته، سیاست‌هایی را برای فروش هر چه بیشتر آن اعمال کرده که خود به شیوع مصرف و در نتیجه اعتیاد به آن دامن زده است.

 

تاریخچه مصرف تریاک در ایران

مصرف تریاک در کشور ما تاریخی دیرینه و پرفراز و نشیب داشته، ایران جزو اولین مناطقی بوده که تریاک در آن مورد استفاده قرار می‌گرفته است. منابع سومری که در ایران کشف شده گزارشاتی در خصوص تریاک ارائه داده‌اند و منابع مختلف دیگر نیز کاشت و مصرف آن را در دوره‌های مختلف روایت کرده‌اند (Regavim, 2012: 20). استفاده از این ماده به صورت پادزهر و دارو از دیرباز مرسوم بوده است. ایرانیان باستان با کوکنار یا خشخاش آشنا بوده‌اند و گاه آن را به صورت مخدر در جشن‌های خود استفاده می‌کرده‌اند. (آقاجری و دیگران، 1391: 11). مستندات تاریخی، مصرف این ماده را چه به صورت دارو و چه به صورت مخدر در دوره‌های بعد از اسلام نیز نشان می‌دهد، پزشکان ایرانی از خواص دارویی آن آگاهی داشته‌اند و از آن برای مصارف طبی استفاده می‌کرده‌اند. از خواص تخدیری آن در کتاب‌های تاریخی و دیوان اشعار شعرا، سخن به میان آمده است. در روزگار پیشین تریاک را  مثل دوره‌های اخیرتر با وافور نمی‌کشیدند بلکه می‌خوردند و یا در شراب حل می‌کردند. تا قبل از دوره صفویه مصرف تریاک به عنوان مخدر مکیف بسیار اندک و خاص طبقه مرفه جامعه بود. اما از اواخر این دوره بر میزان مصرف آن افزوده شد و از طبقات مرفه جامعه به سایر طبقات اجتماعی نیز سرایت کرد (لطیفی‌نیا، 1371: 110و نوایی، 1373: 17).

در دوره قاجار که ایران در تماس فزاینده با دنیای غرب و بازار های جهانی قرار گرفت، تریاک به کالای تجاری تبدیل شد و تولید و تجارت آن فزونی گرفت. این افزایش در تولید و تجارت می‌توانست، قابلیت دسترسی به آن را آسان‌تر و زمینه برای مصرف بیشتر آن را فراهم نماید. باگذار موفقیت آمیز ایران از اقتصاد معیشتی به اقتصاد تجاری، درآمد روستاییان افزایش یافت و به آنان مجالی برای خرید اقلام جدید، پس ا نداز پول و مصرف  کالاها و موادی  از جمله تریاک داد که پیش از این نمی‌توانستند مصرف کنند Regavim, 2012: 127)). به گفته دکتر نوایی، این تولید و تجارت شوم چندان توسعه یافت که صغیر و کبیر، پیر و جوان را به دام خود انداخت، حتی برای آرام کردن بچه‌ها به آنها "کیف" یعنی تریاک به اندازه یک  ماش می‌دادند (نوایی 1373: 18).

افرادی مانند بلوشر[7]  نیز مصرف تریاک در بین مردم را اینگونه توصیف می‌کند "زندگی مردم تنگدست، به­خصوص دهقانان و رعایا در آن کلبه­های خشت وگلی ابتدایی خالی از هرنوع تنوع و جاذبه است. چون اینان نمی­توانند عملاً و واقعا به زندگی خود بهبود بخشند، می­کوشند که آن را در عالم خیال به­صورت دلخواه درآورند، این توهم و خیال هم چیزی است که با توسل به مخدر فراهم می­آید. در کنار این مردم گروه دیگری نیز هستند که برای دستیابی به لذت بیشتر و بیشتر به مخدر پناه می­برند" (بلوشر، 1369: 289).

بدین‌ترتیب در میانه قرن نوزدهم مصرف تریاک به طرز چشمگیری افزایش یافت و تریاک‌کشی تقریباً در هرگوشه‌ای از ایران گسترش یافت. مردان در قهوه‌خانه‌ها، از این کار به عنوان تفریح اجتماعی استفاده می‌کردند Regavim, 2012: 128)). گفته شده، مقارن با سلطنت ناصرالدین‌شاه استعمال تریاک چنان رسمیت یافت که تصویر شاه بر حقه‌های وافور منقوش شد (علیوردی­نیا، 1386: ش240-239. ص136).

نقش سیمبانان و کارگران هندی خطوط تلگراف را در گسترش و آموزش تریاک‌کشی در ایران بی‌تاثیر ندانسته‌اند، خراسان به صورت دروازهای برای تریاک‌کشی درآمد، به طوری که از 1320 ق پیشقراولان قاچاقچیان این ماده مخدر در لباس درویشان هندی در خراسان و کرمان پراکنده شدند و به تریاک‌کشی روی آوردند (کوهی کرمانی، 1324/1: 12). شیوع اعتیاد به تریاک در عصر قاجار آن را به معضلی اجتماعی تبدیل کرد که در عصر پهلوی نیز همچنان پا بر جا باقی ماند.

 

گستره مصرف تریاک در نواحی مختلف ایران   

مصرف تریاک در اشکال مختلف در مناطق گوناگون ایران در عصر رضا شاه رایج بوده است این ماد را هم به عنوان دارو و هم  به عنوان مخدر می‌خورده یا می‌کشیده‌اند. گزارش شده که در سال‌های 1923- 1924 م/ 1302-1303 ش هر ده هزار نفر در ایران، 459پوند تریاک مصرف می‌کرده‌اند و این رقم با توجه به حد مجاز مصرف تریاک توسط مجمع اتفاق ملل در همان سال‌ها، که برای هر ده هزار نفر، 12 پوند تریاک خام تعیین شده، نشان می‌دهد که مصرف آن در ایران 38 برابر حد مجاز بوده است (ریچاردز، 1343: 36).

گرچه استعمال تریاک در همه جای ایران مرسوم بود اما برخی شهرها و مناطق کشور به­سبب افزایش استعمال تریاک در آن‌ها، در مقایسه با دیگر مناطق کشور، شاخص بودند و فراوانی آمار اعتیاد در آن‌ها قابل توجه بود؛ مثلاً استان­هایی همچون کرمان، مشهد، اصفهان و قم بیشترین آمار اعتیاد در کشور را دارا بودند.

به‌تصریح دکتر نلیگان[8]، اعتیاد به مصرف تریاک از خراسان شروع شد و سپس به نواحی دیگر سرایت کرد. به‌منظور اشاعۀ کشیدن تریاک، یک هیئت بزرگ از مرشدان و پیران هندی، نخستین بار در خراسان ظاهر شدند. این ریاضت­کشان هندی با کارها و خوارق عادات خود توانستند در دستگاه بزرگان و متنفذان ایران راه یابند و تریاک را از بهترین انواع تفنن جلوه دهند (کوهی کرمانی، 1324: 1/ 9). منابع دیگرنیز اشاره دارند که با توجه به تعداد زیاد تریاک کشان در مناطق شرق خراسان و کرمان  شاید بتوان گفت که تریاک کشی، اولین بار به این مناطق که اولین توقفگاه های کاروان های تجاری و زوار آسیای شرقی بوده، وارد شده است[9] ولی دلایل چندان کافی برای این ادعاها وجود ندارد   (Regavim, 2012:126).

هر چند نمی‌توان گفت که تریاک کشی به طور قطع اولین بار در خراسان یا کرمان آغاز شده اما گزارشات موجود از مصرف زیاد تریاک  در این مناطق حکایت دارد. یکی از مهم‌ترین شهرهایی که در بیشتر سفرنامه­ها، گزارش­هایی از مصرف تریاک در آن ذکر شده، شهر کرمان است. مریت هاکس[10] دربارۀ اعتیاد به­تریاک در کرمان نوشته است:

در کرمان، بیش‌از هر جای دیگر، غیر‌از قم، اشخاص تریاکی دیدم؛ در‌عین حال، همه اذعان داشتند که کشیدن تریاک کم شده و مصرف آن در ملأ عام، خلاف قانون است. یک بار مجبور شدم در ساعت یازده شب که تمام دکان­ها بسته بود، از بازار بگذرم. در فواصلی نه­چندان دور از هم، مردان و پسرانی در‌اثر مصرف این دارو، روی زمین وِلو شده بودند (هاکس، 1368: 70).

 

البته گاه برخی افراد، اعتیادشان را پنهان می­کردند؛ به‌طوری که به‌گفتۀ مریت هاکس، «اگر مرد تریاک می­کشید، زنش نیز تریاکی می­شد؛ ولی اگر تنها زن تریاکی باشد، می‌کوشد آن را از شوهرش پنهان کند» (هاکس، 1368: 70).

فردریک ریچاردز[11] نیز معتادین را در هر قسمتی از ایران به خصوص خراسان و مشهد که زوار در آنجا جمع می شدند و در کرمان و کلیه شهرهای کوچک و  دهات و قصبات جنوب تهران  ردیابی می‌کند. (1343: 39)  وی در مورد کرمان می‌نویسد: «می­گویند در شهر کرمان که شصت‌هزار نفر جمعیت دارد، تعداد 25‌هزار نفر به تریاک معتاد هستند»؛ به همین دلیل، در ایران، به­شوخی می­گویند: در کرمان، «از هر سه تن، چهار تن معتاد به تریاک هستند» (ریچاردز، 1343: 36).

شایان ذکر است که در گذشته، مصرف تریاک در مناطق مختلف جامعه رواج داشت؛ اما عاملی که سبب می‌شد یک منطقه به­لحاظ مصرف این ماده، شاخص­تر شود، وابستگی مشاغل افراد آن منطقه به تریاک بود. این امر خود شاید می‌توانست نسبتی بین کشت تریاک و مصرف آن برقرار نماید  به­طوری که در مراکز اصلی کشت تریاک، میزان اعتیاد نه­تنها در مردان، بلکه در زنان هم بیشتر از میزان اعتیاد مردان در مناطقی بود که تریاک کشت نمی­شد؛ مثلاً در استان­های کرمان و مشهد، میانگین اعتیاد زنان، چهل درصد بود؛ در‌حالی که میانگین اعتیاد در استان­هایی مانند آذربایجان غربی و شرقی که در آن‌ها تریاک کشت نمی­شد، بسیار کمتر از این میزان بود (اسناد ملی، ش سند: 35205-240).  

سنت­های اجتماعی متداول در برخی مناطق هم در افزایش مصرف این ماده، مؤثر بود. متأسفانه، دربارۀ سنت­های اجتماعی مرتبط با مصرف تریاک، در منابع این دوره، مطلبی دالّ بر این ادعا یافت نشد؛ اما در بحث با افراد مختلف دربارۀ مصرف تریاک در مناطق مختلف، بسیار گفته شده است که تا چند دهۀ قبل، در مناطقی مانند کرمان، در عروسی‌ها و عزاداری­ها، از تریاک به­عنوان وسیله‌ای برای پذیرایی از مهمانان استفاده می­شده است و حتی تا چند دهۀ پیش، منقل و وافور، بخشی از جهیزیۀ نوعروسان در مناطقی مانند کرمان بود. این گزارش­ها نشان می‌دهند در چنین مناطقی، مصرف تریاک نه­تنها سرشکستگی نداشت؛ بلکه به‌عنوان یک سنت در‌میان مردم امری عادی بود.

 

استعمال تریاک در ‌میان طبقات مختلف جامعه

 هم‌چنان که ذکر آن رفت، مصرف تریاک در ایران سابقه ای دراز داشته، اما اعتیاد به آن بیشتر میراثی از دوره صفویه و قاجار بود که به دوره پهلوی نیز انتقال یافت. مصرف تریاک در ایران از دهه 1850 میلادی افزایش چشمگیری یافت و به موازات مدرن سازی تولید تریاک، تریاک کشیدن در ایران به جای استعمال خوراکی آن رواج یافت و بسیار پر طرفدار گردید. تریاک به عنوان ماده اصلی و معمول  پذیرایی و مهمان نوازی در خانه های یسیاری از ایرانیان مورد استفاده بود و مردم از طبقات و مشاغل مختلف اعم از زن و مرد، پیر و جوان، غنی و فقیر آن را به ویژه در قهوه‌خانه‌ها و با استفاده از قلیان مصرف می‌کردند. از بقایای تریاک کشیده شده و آب قلیان مصرف شده، نوشیدنی ای به نام شیره سوخته جمع‌آوری می‌شد که مردم فقیر که توانایی خرید تریاک نداشتند، آن را مصرف می‌کردند که خود شاخصی از محبوبیت تریاک حتی در بین مردم فقیر بود     (Regavim, 2012:12, 128). گزارشاتی از تریاک کشیدن اقشار و طبقات مختلف مردم در عصر رضاشاه در دست است. این طبقات وگروه‌ها را می‌توان به شرح زیر فهرست کرد:

 

الف) ایلات و عشایر

در بحث شیوع تریاک در‌میان ایلات و عشایر، بیشتر سفرنامه­نویسان از شیوع استعمال زیاد این ماده در ایل بختیاری سخن گفته­اند. نیدر مایر[12] دربارۀ اعتیاد در ایل بختیاری نوشته است:

بختیاری‌ها ایلی هستند که مرکز ایران را زیر سلطه دارند و در ‌عین حال، تنها عشیرۀ ایرانی هستند که برایشان مفهوم «وطن» با مراتعشان فرق می­کند و یکی نیست... رؤسای آن‌ها را می­توان در شمار باسوادترین و کارآمدترین رؤسای ایلات ایران شمرد؛ اما متأسفانه، تریاک و سفلیس، قسمتی از آن‌ها را به‌نحوی قابل تأمل، فاسد و تباه کرده است (نیدر مایر، 1363: 288).

 

مریت هاکس دربارۀ این مسئله نوشته است: «بدترین خلافکاران از قبایل بختیاری هستند؛ البته ثروتمندان بیش‌از فقرا در کشیدن تریاک زیاده­روی می­کنند» (هاکس، 1368: 70-71). در کتاب تاریخ تریاک و تریاکی در ایران نیز دربارۀ سوءمصرف تریاک در ایل بختیاری آمده است: «در ایلات و عشایر، این سم مهلک راه پیدا کرد و بیشتر در ایل بختیاری که اغلب خوانین و کلانترها معتاد بودند» (کوهی کرمانی، 1324: 1/ 10) یکی از دلایل اعتیاد  به تریاک در ایلات را سرخوردگی بزرگان و ریش سفیدان  این ایلات دانسته اند. اِعمال سیاست­های تمرکزگرایانه (اسکان عشایر) دولت رضاشاه که به سرکوب شدید ایلات از جمله بختیاری‌ها منجر شد و به کشته شدن، برکنار شدن و مصادره اموال و دارایی‌های خوانین و رجال برجستۀ ایل بختیاری انجامید؛ ضعف و سرخوردگی سیاسی این ایل را به دنبال داشت و شاید همین امر از دلایل شیوع اعتیاد فزاینده در ایل بختیاری باشد که بیشتر سفرنامه­نویسان به آن اذعان کرده­اند (هاکس، 1367: 72 و نیدر مایر، 1363: 290).

 

ب) ملاکان و زارعان تریاک

این گروه نیز چون به‌سهولت، تریاک را در دسترس خود می­یابند، معمولاً معتاد می‌شوند. حتی عمله­جاتی که خشخاش را خش می‌زنند، با انگشت از شیره­ای که از آن خارج می‌شود، می­خورند و اغلب بدین طریق معتاد می­شوند (کوهی کرمانی، 1324: 1/ 73). گروه دیگر از معتادان از این دسته، کارگران مزارع هستند که به‌سبب­ ناآگاهی و نیز دوستی با اشخاص معتاد، به مصرف تریاک مبتلا شده­اند (مشروح مذاکرات مجلس، دورۀ 14، جلسۀ 39: ص40).

 

 

 

ج) درویشان

عادت به مصرف تریاک طی دوره‌های قاجار و پهلوی، بین این قشر فقیر همچنان وجود داشت. مریت هاکس نوشته است: «مصرف تریاک و خوردن عرق در‌میان درویشان هم رایج بوده است» (هاکس، 1368: 99). یکی از مهم‌ترین عوامل مؤثر در اعتیاد این گروه از جامعه، فقر و بی‌خانمانی آنان بود. این گروه بیشتر وقت خود را در قهوه‌خانه‌ها و مراکز عمومی می‌گذراندند که در آن‌ها تریاک به‌صورت گسترده استعمال می‌شد و در‌نتیجه، این افراد به‌آسانی معتاد می‌شدند (میلسپاو، 1303: 33 و اسناد سازمان اسناد و کتابخانه ملی، ش سند:290005905). دلیل دیگر برای شیوع اعتیاد میان این قشر از جامعه، آن بود که چون این افراد معمولاً به گدایی روی می‌آوردند و در فصل برداشت محصول، به مزارع می‌رفتند، زارعان تریاک به‌عنوان صدقه، مقداری تریاک به آنان می‌دادند و در‌نتیجه، استعمال تریاک میان افراد این طبقه، بسیار زیاد بود (میلسپاو، 1303: 11).

 

د) گدایان

به روایت سفرنامه نویسان، بخشی ازمعتادان جامعه از قشرگدایان بودند فردریک ریچاردز، سیمای گدایان در شهرهای مختلف و در‌طول جاده­ها را این‌گونه ترسیم کرده است:

در اغلب این نواحی، افراد مخبطی یافت می­شوند که خود را به ابلهی می­زنند و یا این‌طور می­نمایند که گرفتار یکی از ارواح خبیث شده­اند و برخی دیگر از آن‌ها را در‌طول توقفگاه­های بین جاده­ها می­توان دید. این­ها نمونه­های وحشتناکی از متکدیان معتاد هستند که با قیافه­های نفرت­انگیز و ناامید، به‌اتفاق کودکانی که نسخۀ اصل پدران خود هستند، خود را به مسافران نشان می­دهند (ریچاردز، 1343: 23).

 

مریت هاکس نیز نوشته است: «بسیاری از گداها معتادند. گدایی شکایت داشت که به‌دست‌آوردن صدقۀ کافی برای امرار معاش و تهیۀ دو قران برای تریاک که او را سر حال بیاورد، بسیار دشوار شده است» (هاکس، 1368: 71).

 

ه) شاه و درباریان

رضاشاه خود از جمله کسانی بود که تریاک مصرف می‌کرد و به این مادۀ افیونی اعتیاد داشت. در طول سلطنت وی حتی یک نفر مسئولیت داشت که روزانه مقداری از این ماده را برای وی فراهم نماید ( علی‌مردانی، 1388: 114). فردوست که خود، یکی از رجال نزدیک به خاندان پهلوی بوده، دربارۀ عادت رضاشاه به استعمال تریاک نوشته است:

رضاخان تریاک می­کشید؛ ولی ظاهراً حالت تجویز و معالجه داشت. گویا شخصی به او گفته بود «اگر هر روز، این مقدار معیّن تریاک بکشی، از همۀ مرض‌ها مصون می­مانی؛ به‌شرطی که منظور، لذت‌بردن از تریاک نباشد». او نیز همیشه این برنامه را با‌ دقت انجام می­داد و متصدی انجام این کار نیز مشخص بود (فردوست، 1370: 1/ 72).

 

متن این گزارش نشان می‌دهد باورهای نادرست دربارۀ خواص طبی و درمانی تریاک حتی در اندیشۀ بالاترین مقام حکومت (شاه) هم نفوذ کرده و در این دوره، تفکرات سنتی نادرست همچنان به قوت خود باقی مانده بود و این، خود عاملی مهم برای شیوع اعتیاد در‌ میان اقشار مختلف جامعه محسوب می­شود.

در این زمان، به‌دلیل رواج همین تفکرات نادرست، طبقات بالای جامعه (شاه و درباریان) به استعمال روزافزون تریاک و مواد مخدر روی آوردند و به آن اعتیاد پیدا کردند. همین مسئله، از عوامل مهم رواج مصرف تریاک در ‌میان طبقات سرخورده و پایین‌دست می­شد که برای گریز از مشکلات به آن پناه می­بردند و بدین صورت، مصرف تریاک به‌شکلی روزافزون در سطح جامعه رواج یافت (علی‌مردانی، 1388: 114).

 

علل شیوع اعتیاد به تریاک در عصر پهلوی

موج فزایندۀ اعتیاد به مصرف تریاک که از دورۀ قاجار در جامعۀ ایران شدت گرفته بود، در‌پی روی­کار‌آمدن رضاشاه، متوقف نگردید. هم‌چنان که نشان داده شد، این ماده در مناطق مختلف و تقریباً در همه اقشار و لایه‌های اجتماعی مورد استفاده قرار می‌گرفت. علل مختلفی را برای این شیوع می‌توان برشمرد. برخی از این علل از دوره های قبل وجود داشته است، مثلا آنچه که به عنوان علل رواج تریاک در دوره قاجار ذکر شده از جمله مشکلات اجتماعی و روانی، عدم حرمت استعمال تریاک از جانب علما، و فرهنگ استفاده غلط از این ماده، (آقاجری و دیگران، 1391 :13-14) می‌تواند در دوره رضاشاه هم مصداق داشته باشد، به ویژه مورد اخیر که از دیر باز در ایران معمول بوده است، از زمان‌های قدیم، پزشکان برای مداوای برخی بیماری­ها از تریاک استفاده می‌کردند. وقتی مردم به خاصیت تسکین­دهندۀ این ماده پی بردند، به‌صورتی گسترده، آن را برای درمان بیماری­ها به­کار بردند و دورۀ حکومت پهلوی هم از این قاعده، مستثنا نبود. استعمال تریاک برای مداوا منحصر به بزرگ‌سالان نبود و کودکان هم از دوران کودکی، ناخواسته و به‌دلیل رواج باورهای نادرست در‌میان بزرگ‌سالان، به خوردن تریاک عادت داده می‌شدند؛ بدین صورت، چه بسا که این تأثیرات در دورۀ جوانی، آشکار می‌شد و فرد را به استعمال همیشگی این ماده مجبور می‌کرد. نتیجۀ این روند، پایین‌آمدن سن اعتیاد در جامعه بود. در‌نهایت، استعمال تریاک در خانواده‌ها شبیه نوعی وراثت، فرد را درگیر معضل اعتیاد می‌کرد.

کازاما[13] دربارۀ تجویز تریاک برای نوزادان نوشته است: «اگر نوزاد بیمار شود، والدین طفل از خویشاوندان و همسایگان چاره­جویی می­کنند. آن‌ها نیز شربت و داروهای گوناگون را به بچه می­خورانند. در این معالجه، بیشتر، از قَنداق (شربت قند) یا تریاک استفاده می­شد» (کازاما، 1380: 152).

فردریک ریچاردز هم دربارۀ این مسئله نوشته است: «می­گویند هم‌اکنون، هزاران کودک ایرانی را به‌وسیلۀ دمیدن تریاک به صورت آن‌ها می­خوابانند و یا برای این منظور، مادر قطعۀ کوچکی از تریاک را زیر ناخن خود جای می­دهد و کودک را وادار به مکیدن آن می­کند» (ریچاردز، 1343: 24).

بنابراین می­توان گفت نگرش ایرانیان به تریاک و مشتقات آن، باعث شده بود این ماده را برای مداوای تمام بیماری‌ها به‌کار برند. این طرز فکر همراه با دسترسی آسان به تریاک، کم‌بودن تعداد پزشکان و نبودِ دارو در مناطق دور‌افتاده باعث شد زنان هم این ماده را در مقیاسی گسترده، برای مصارف طبی استعمال کنند. یکی از مهم‌ترین مصارف طبی تریاک از‌جانب زنان، استفاده از آن برای سقط جنین بوده است. مریت هاکس که در این دوره به‌راحتی توانسته به مجامع زنان راه یابد، نوشته است: «در ایران، سقط جنین دیده می­شود؛ اما عمومیت ندارد... برای این کار از گنه‌گنه، حنظل و تریاک استفاده می­کنند» (هاکس، 1368: 217). وی در جایی دیگر، دربارۀ استفادۀ طبی از تریاک از‌جانب زنان نوشته است: «در سفر شیراز به اصفهان، یک زن که سردرد داشت، در فرصت‌هایی که فکر می­کرد کسی متوجه او نیست، حبه‌های کوچک قهوه­ای‌رنگی را از گوشۀ دستمالش در‌می­آورد و به دهان می‌انداخت» (همان: 49).

بنابراین، استفادۀ طبی از تریاک به‌دلیل رواج باورهای نادرست، در گرایش مردم  به استفاده از آن به‌عنوان یک مادۀ مخدر، نقش داشت؛ زیرا این‌گونه استفاده، افراد را به‌سوی مصرف همیشگی و در‌نهایت اعتیاد سوق می‌داد.  

  علاوه بر این ماهیت کشت این ماده و در دسترس بودن آن برای همگان،  می توانست در افزایش مصرف آن نقش داشته باشد؛ به‌طوری که یادداشت‌های دکتر میلسپاو حکایت دارد: 

در فصل تیغ‌زدن (گرز خشخاش)، عمله‌های بسیار از نقاط دور و نزدیک، وارد مناطق کشت تریاک می‌شوند. این عمله‌ها به‌جای قسمت یا تمام مزد خود، شیرۀ تریاک دریافت می‌نمایند...؛ همچنین در موقع برداشت محصول، دوره‌گردهایی که در‌طول سال، به رعیت، جنس نسیه فروخته‌اند، از‌بابت طلب خود به‌جای وجه نقد، تریاک دریافت می‌کنند. از سوی دیگر، در فصل تیغ‌زنی، هزاران خرده‌فروش، دوره‌گرد، درویش، نقال، فالگیر و... و وارد هر منطقه از زراعت تریاک که می‌شوند، صاحبان تریاک، دم کارد یا چاقویی را که تریاک را با آن، تیغ می‌زنند، به کف دست آن‌ها مالیده و به‌اصطلاح خودشان، «دم چاقویی» می‌دهند (میلسپاو، 1303: 33).

 

بنابراین افرادی که به نوعی معیشتشان وابسته به زراعت این ماده بوده، می‌توانستند، راحت‌تر در معرض اعتیاد قرار گیرند. کوهی کرمانی، دلیل اعتیاد کشاورزان و صاحبان دیگر مشاغل مرتبط با کشت تریاک را این‌گونه بیان کرده است: «ملاکین و زارعین خشخاش‌کار چون به­سهولت، تریاک را در دسترس خود می­یابند، اکثراً معتاد شده و حتی عمله‌جاتی که به تیغ‌­زدن خشخاش مبادرت می­نمایند، با انگشت از شیره­ای که خارج می­شود، می‌خورند و اغلب بدین طریق، معتاد می­گردند» (کوهی کرمانی، 1324: 1/ 49).  

افزایش کشت تریاک و تبدیل آن به یک کالای تجاری که از دوره قاجار آغاز شده بود در دوره پهلوی نیز همچنان با شدت بیشتری ادامه یافت، بسیاری از مشاغل مرتبط با آن ایجاد شد و افراد مختلفی با این ماده سرو کار یافتند که خود می‌توانست زمینه‌ای برای مصرف تریاک توسط افراد دست اندرکار آن  ایجاد کند. "بر اثر کشت مداوم تریاک و توسعه روز افزون آن و تفنن افراد در استعمال مواد مخدر بر حسب ذوق و سلیقه خود، مصرف این ماده به صورت کشیدن و خوردن، در اشکال مختلف وافور، نگاری، چراغ، مشاغلی نکبت بار پدید آمده بود مثل زارع و تیغزن و تریاک مال و شیره پز و ساقی و تریاک‌گیر و خانه‌دار و قهوه‌چی و خرده‌فروش و تاجر و جمع کثیری در این راه کار می‌کردند و خانواده‌های فراوانی از قبل آن نان می خوردند" (نوایی، 1373: 19). این زراعت و این تجارت چندان در بین طبقات مختلف نفوذ یافت که اغلب مردم را به دام انداخت. در سال 1307 دولت در مواجهه با این وضعیت در صدد راهکار برآمد و انحصار تجارت تریاک را بدست گرفت ولی نتیجه عملی آن موجب نجات مردم نگردید. در واقع تجارت تریاک از دست تجار داخلی درآمد و به دولت منتقل گردید. دولت بیشتر به تقویت بنیه مالی خود می اندیشید، چون تریاک ایران نسبت به تریاک ترکیه و افغانستان، از نظر میزان مرفین کیفیت بالاتر و مشتریان دست به نقدتری داشت (نوایی، همان: 18). دولت برای هزینه های اصلاحات و اهداف اقتصادی خود نیاز شدید به کسب درآمد  تریاک داشت. انحصاروکنترل دولت بر امرکشت و تجارت خارجی و داخلی  تریاک درعمل منجر به اقداماتی شد که خود می توانست در رواج استعمال تریاک  موثر افتد، برخی از این اقدامات را می توان به شرح زیر فهرست کرد:

 

الف) فروش اجباری تریاک به مغازه­داران و مردم: کارمندان و رؤسای ادارات (مأموران ادارۀ انحصار تریاک) که در فروش این ماده و مصرف داخلی آن، نقش داشتند، برای تأمین درآمد یا خوش‌خدمتی و یا از‌روی جهل و ناآگاهی، به‌اجبار، به مغازه­دارن تریاک می­دادند و آن‌ها را به فروش این ماده وادار می­کردند. این اقدام مأموران دولتی در برخی مناطق، موجب نارضایتی مردم می‌شد. در گزارش 24/7/19 وزارت پست و تلگراف شوشتر آمده است: «به‌طوری که شایع است، بیست مغازۀ خورده‌(خرده)‌فروشی قند که در شهر شوشتر تأسیس شده، ادارۀ دارایی به هر مغازۀ فروش قند به­­­طور اجبار، سه لول تریاک می‌دهند. مغازه­ها هم نیز به خریداران قند، اجباراً تریاک می­فروشند. اهالی شهر از این موضوع، ناراضی و تأثیر خیلی بدی در روحیۀ آن‌ها کرده است» (سازمان اسناد ملی، ش سند: 101002/896).                                                                                 

 

ب) ایجاد مراکز فروش تریاک: در این دوره، دولت اجازه داد در تمام ولایات و شهرهای ایران، شعبه‌های فروش تریاک تأسیس شود (سازمان اسناد بهارستان، ش سند: 09278-02)؛ و این شعبه‌ها به قدری گسترده شد که حتی در معابر عمومی شهرها نیز برپا گردید و معتادان با مراجعه به این مکان‌ها تریاک مورد‌نیاز خود را خریداری می‌کردند. دولت، هدف از این اقدام را تأمین آسایش و رفاه مردم و به­ویژه معتادان اعلام کرده بود (همان).

 

ج) آزادسازی خرید و فروش تریاک: در دورۀ حکومت پهلوی، به‌دلیل همه‌گیر‌شدن کِشت و افزایش مصرف تریاک در‌میان اقشار مختلف جامعه، دولت در برخی مقاطع و با وضع بعضی قوانین، خرید و فروش این ماده را آزاد اعلام کرده بود؛ البته در سال 1307ش. دولت با تصویب قانون انحصار تریاک، خرید و فروش این ماده را تحت کنترل خود درآورد تا  شاید از این طریق بتواند ضمن حفظ درآمدهای حاصل از تولید و تجارت تریاک، استعمال آن را کاهش دهد؛ اما متأسفانه به‌دلیل کاهش درآمد حاصل از فروش تریاک در‌حوزۀ مصرف داخلی، این اقدام هم ناکارآمد بود؛ بنابراین، دولت درصدد آزادسازی خرید و فروش این ماده برآمد. مؤید این ادعا تلگرافی از ادارۀ مالیه در سال 1309ش. است که بر‌اساس آن، فروشندگان تریاک که از دولت، مجوز معامله دریافت می‌کردند، می­توانستند بدون هیچ­گونه محدودیت قانونی، تا نیم من تریاک را با خود حمل کنند (سازمان اسناد ملی،  ش سند:  (27495)، 20420-240).

 

د) وجود مراکز مصرف: قهوه­خانه­ها و مراکز مصرف تریاک و شیره (اعمّ‌از دولتی و خصوصی) که بنابه تصمیم دولت، برای کنترل اعتیاد برپا شده بودند، خود  عاملی در افزایش مصرف تریاک شدند؛ به­طوری که دولت در‌ راستای کنترل اعتیاد در سال 1310-1311ش. در تهران، نزدیک باغ فردوس، چندین خانه را که شهرداری احداث کرده بود، به­عنوان مراکزی برای مصرف این ماده تعیین کرد. این خانه­ها را به همدیگر سوراخ و به تمام شیره­کش­خانه­ها اخطار کردند از آن تاریخ، بساط خود را در آن خانه‌ها پهن کنند و از ادارۀ تحدید، شیره بگیرند و به مشتریان خود بفروشند. این مکان‌های جدید و تحت نظارت دولت، دارالعلاج نامیده شدند. شایان ذکر است که این اقدام دولت نه‌تنها در کاهش اعتیاد مؤثر نبود؛ بلکه سبب افزایش تعداد معتادان هم شد (کوهی کرمانی، 1324: 1/ 73). برخی دیگر از اقدامات دولت از‌قبیل دادن سهمیۀ تریاک به قهوه­خانه­ها و خرید سوخته تریاک با بهایی بیشتر از قیمت تریاک از قهوه­چیان هم از دیگر دلایل افزایش مصرف و اعتیاد در دورۀ پهلوی بود (لطیفی‌نیا، 1371: 112).

 

آثار سوء اجتماعی مربوط به تریاک

مصرف تریاک، اثر‌های سوء اجتماعی بسیار همچون مسمومیت و خودکشی، دزدی، گدایی، ایجاد مزاحمت­های اجتماعی، ناامنی و قاچاق داشت که در اینجا، مهم‌ترین آن‌ها را به‌صورت مختصر بررسی می‌کنیم:

 

الف) خودکشی

نمونه‌هایی از انتحار با استفاده از تریاک، از دورۀ قاجار به‌بعد، در منابع بسیار دیده می‌شود. شاید یکی از علت‌های مهم خودکشی با این ماده، دسترسی آسان به آن بوده است. در همین دوره، کسانی که قصد خودکشی داشتند و نمی‌خواستند بعد‌از خوردن تریاک، نجات یابند، مقداری سرکه می‌خوردند؛ بنابراین، با حالت خنده می­مردند و نجات آنان از مرگ، تقریباً غیر‌ممکن و بسیار دشوار بود (پولاک،[14] 1368: 438). علاوه‌بر سفرنامه‌ها، یکی از مهم‌ترین منابع اجتماعی عصر قاجار که با استفاده از آن می‌توان اطلاعاتی درخور توجه دربارۀ خودکشی با استفاده از تریاک به‌دست آورد، روزنامۀ شکوفه است که نشریه‌ای مربوط به زنان است. چنان‌که از مطالب این روزنامه بر‌می‌آید، بیشتر قربانیان انتحار با استفاده از تریاک، زنان بوده‌اند که به‌دلیل داشتن مشکلاتی همچون دعوا با مادر‌شوهر و چشم‌و‌همچشمی با دیگران، چنین تصمیمی می‌گرفتند (نوایی و دیگران، 1377: 3، 6، 11 و...). بی‌تردید، این عادت، همانند دیگر موارد مصرف، از دورۀ قاجار به زمان حکومت پهلوی هم منتقل شده است و در دوران پهلوی نیز زنان با همان تفکرات سنتی گذشته، برای خودکشی، از تریاک استفاده می‌کردند؛ اما متأسفانه، به‌دلیل محدود‌بودن سفرنامه‌ها و همچنین سانسور مطبوعاتی که در دورۀ پهلوی رواج داشت، برای جلوگیری از مخدوش‌شدن چهرۀ جامعۀ ایران، این مطالب در مطبوعات انعکاس نیافته است.

یکی از مهم‌ترین گزارش­ها دربارۀ خودکشی با تریاک در دورۀ پهلوی اول، مربوط به مرگ وزیر دارایی، علی‌اکبر داور است. در این ماجرا، دولت می­کوشید به مردم بقبولاند که وزیر دارایی در ‌اثر حملۀ قلبی، جان سپرده است؛ اما خبر خودکشی داور به‌سرعت، همه جا منتشر شد. دولت پهلوی به همۀ مطبوعات دستور داده بود هیچ تفسیری دربارۀ مرگ این وزیر و نیز هیچ­گونه مطلبی با مضمون قدردانی از او را چاپ نکنند (آیتی، 1385، سال دهم، ش. 37: ص 208-209).

از‌ جمله مهم‌ترین منابع برای دست‌یافتن به آمار دقیق خودکشی با استفاده از تریاک، احصائیه­های متوفیات سالیانه است که در آن‌ها، به‌صورت ماهانه، میزان مرگ ناشی از مصرف تریاک ذکر شده است؛ مثلاً در احصائیۀ سال 1304 تهران، انتحار با استفاده از تریاک، پنج مورد در سال بوده است. و مرگ در ‌اثر دست‌نیافتن به تریاک نیز دو مورد در سال روی داده است. مسمومیت به تریاک نیز که در‌ نهایت، به مرگ افراد منجر شده، شش مورد در سال بوده است (سازمان اسناد بهارستان، 1304-1308: 39).

البته دربارۀ آمار موجود در احصائیۀ شهر تهران، ذکر این نکته لازم است که در سال 1304 هنوز موج فزایندۀ اعتیاد در کشور شدت نیافته بود و این آمار فقط تعداد کسانی را نشان می­دهد که برای مداوا به پزشک مراجعه کرده­اند. به‌نظر می­رسد تعداد افرادی که با استفاده از تریاک انتحار می­کردند، بسیار بیشتر از این میزان بوده است؛ زیرا در مناطق دور‌افتاده، مداوای خانگی، مانع از مراجعه به پزشک می­شد و در‌نتیجه، آمار قربانیان انتحار با استفاده از تریاک در احصائیه­ها ذکر نمی‌شد. از سوی دیگر، در مناطق اصلی کشت تریاک مانند فارس و خراسان، تعداد قربانیان بیشتر از آمار مربوط به تهران بوده است که میزان تولید تریاک در آن، کمتر بود. دلیل اثبات این ادعا می‌تواند میزان تولید و مصرف تریاک در سال 1319 در استان‌های مختلف می‌باشد (سازمان اسناد ملی، سند ش 35205-240).

طی سال­های 1304 تا 1308 آمار مسمومان با تریاک روندی فزاینده داشته، احصاییه شهر تهران که حاکی از  عملیات مأموران صحیه و معاونت عمومی در مداوای این مسمومان است، نشان می­دهد بیشترین آمار مسمومیت با تریاک، مربوط به سال 1307 است. (احصائیه شهر تهران، 1304-1308، مرکز اسناد بهارستان: 228).  

 

 

جدول 1. مسمومین با تریاک در سال‌های 1304-1308

 

ج) بزهکاری

با‌وجود کم‌بودن تعداد سفرنامه­ها در دورۀ پهلوی اول، در آن‌ها مطالبی مهمی  دربارۀ انواع بزهکاری­های ناشی از مصرف تریاک، از‌جمله دزدی و قاچاق آمده است که البته در مخدوش‌شدن چهرۀ ایرانیان نزد غربیان،  می تواند بسیار مؤثر باشد. در اینجا، مهم‌ترین بزهکاری‌های ناشی از مصرف  تریاک را بدین شرح بررسی می‌کنیم:

1- ج: دزدی: هرمان نوردن[15] در سفرنامه­اش دربارۀ دزدان نوشته است: «در ایران، دزدان به‌طور مداوم، در جستجوی تریاک هستند» (نوردن، 2536 شاهنشاهی: 82). به نظر می‌رسد یکی از دلایلی که دزدان را وادار به دزدی تریاک می‌کرد این بود که هم نیاز مصرفی خودشان را تامین می کردند و هم تریاک کالایی بودکه در همه جا با پول نقد معاوضه می‌شد و دلیل دیگری که می‌توان برای این کار دزدان ذکر کرد این بود که دولت خود مراکزی را دایر کرده بود که سوخته تریاک مصرفی را از معتادان جمع‌آوری و در قبال آن وجهی پرداخت می‌کرد (سازمان اسناد ملی، وزارت مالیه، 1316، ش سند16859-240) و (سازمان اسناد بهارستان، ش سند: 08270-02).  

برخی افراد دیگر هم تریاک­های موجود در انبارهای دولتی یا تریاک­های ارسالی تاجران و تولیدکنندگان این ماده را سرقت می­کردند. چون تریاک، به‌راحتی فروخته می‌شد، به‌سرعت در‌اختیار قاچاقچیان قرار می‌گرفت و سپس آنان این ماده را صادر می‌کردند یا در داخل کشور می‌فروختند. برای پیگیری تریاک­های سرقت‌شده از انبارهای دولتی، اولین کسی که مورد سوءظن قرار می­گرفت، انباردار بود که در‌صورت اثبات جرم تعقیب می­شد.

یکی از موارد سرقت تریاک از انبار دولتی، مربوط به انبار تریاک اسدآباد است که سارقان، قفل آن را شکستند و 1418 مثقال سوخته و 8818 مثقال تریاک ضبطی را از آنجا سرقت کردند. در این مورد، پس‌از انجام‌شدن تحقیقات لازم اعلام شد چون سهراب صفرخانی فقط مستخدم وزارت مالیه بوده و برای حفاظت شعبه‌های مالیه، شب­ها در اداره بیتوته می­کرده و انباردار نبوده است، نباید تحت تعقیب قرار گیرد (سازمان اسناد ملی، محل در آرشیو: 240056759)؛ اما اگر تریاک­ها مربوط به تاجران و تولیدکنندگان بود، پس‌از اثبات سرقت، دولت، غرامت تریاک سرقت‌شده را به آنان پرداخت می­کرد. در برخی موارد هم تریاک­هایی که برای ارسال به مناطق دیگر، به ادارۀ پست داده می­شد، به سرقت می­رفت و از آنجا که مرسولات پستی بیمه می­شد، ادارۀ بیمۀ منطقه، غرامت آن را پرداخت می­کرد (سازمان اسناد بهارستان، ش سند: 07046-22).

البته پرداخت غرامت تریاک­های سرقت‌شده، به­راحتی امکان­پذیر نبود و گاهی مردم یک منطقه، بارها به وزارت مالیه عریضه­ می­نوشتند و تقاضا می‌کردند غرامت اجناس سرقت‌شده به آن‌ها پرداخت شود؛ مثلاً مردم کفرش نهاوند، (تجارتخانۀ رفقا در عریضه‌های خود نوشته­اند یازده ماه است تریاک آن‌ها سرقت شده و غرامت آن پرداخت نشده است و رئیس پست منطقۀ درجز به‌دلیل تمام‌شدن بودجه در پایان سال، پرداخت غرامت به آنان را به سال آینده مؤکول کرده است؛ بدین ترتیب، کسانی که تریاکشان مفقود یا سرقت می­شد، باید مراحلی طولانی را طی می­کردند تا بتوانند غرامت دریافت کنند.

2- ج: ناامنی و نارضایتی‌­های اجتماعی: در ‌پی بررسی عریضه­ها در اسناد در‌می‌یابیم استعمال تریاک، عاملی مهم در بروز ناامنی در جامعه بوده است. در این عریضه­ها بیشتر مردم از دایر‌شدن شیره­کش­خانه­ها اظهار نارضایتی کرده و نوشته‌اند بوی تعفن شیره، سبب دشواری عبور از کوچه­های شهر شده است. آنان ایجاد شیره‌کش­خانه­ها را عامل گمراهی جوانان دانسته و از ابتلای بیشتر افراد به مصرف شیره اظهار نگرانی کرده­اند (سازمان اسناد بهارستان، ش سند: 11831-02). محتوای سند نشان می‌دهد مردم آن زمان از گسترش اعتیاد در‌میان جوانان، نگران بوده و از برپایی چنین مراکزی ابراز نارضایتی می‌کرده­اند.

دیگر مورد ناامنی، تفتیش مأموران مالیه بود. یکی از این موارد به عریضۀ حمیدزادۀ یزدی، از مأموران انحصار سمنان در تفتیش منزلش مربوط می­شود که وی تقاضا کرده است از این کار جلوگیری شود؛ زیرا اذعان داشته است مأموران بدون کسب اجازه، وارد منزلش شده و پس‌از ساعت­ها جستجو، تریاک قاچاق نیافته و از آنجا بازگشته‌اند. از آنجا که این فرد، تاجری سرشناس بوده و خود را آشنا به قوانین و ملزم به رعایت آن‌ها می‌دانسته است، علت این اقدام مأموران را دشمنی ذکر کرده و هدف آنان از این کار را لطمه‌زدن به حیثیت تجارتی خود دانسته است. او در پایان عریضه، متقاضی رسیدگی به دادخواست خود شده است (سازمان اسناد بهارستان، سند ش: 09891-02 و -09892-02). مورد دیگر، شکایت شیخ صالحی (ساکن الشتر) از طرز رفتار مأموران انحصار تریاک در خصوص توقیف وی به اتهام مصرف تریاک است (سازمان اسناد بهارستان، ش سند: 7395-69).

البته دولت برای جلوگیری از سوء‌استفادۀ احتمالی مأموران ادارۀ مالیه، قوانینی را تصویب کرده بود که بر ‌اساس آن، از مأمورینی که برخلاف واقع، دیگران را متهم به قاچاق کرده و موجب مزاحمت شوند، علاوه‌بر جبران خسارت وارده، تا شش ماه، زندان و انفصال دائم از خدمت محکوم می­شدند و در‌صورت کشف تریاک قاچاق، مطابق نظامنامۀ وزارتی، هم صدی‌دَهِ آن را جهت مخارج کشف و به‌دست‌آوردن جنس قاچاق به کاشفین و مخبرین اجناس پرداخت می‌کردند ( لوح مذاکرات مجلس، 1308: جلسۀ 24:ص 24).

علاوه‌بر قوانین تصویب‌شده، دولت در مناطق اصلی کشت تریاک که احتمال قاچاق، زیاد بود، کاشفانی را منصوب کرده بود تا دربارۀ قاچاق تریاک به دولت گزارش دهند. برخی اسناد به‌دست‌آمده از این دوره، بیانگر آن است که کاشفان مناطق مختلف از پرداخت‌نشدن حقوقشان شکایت کرده­اند (سازمان اسناد ملی، ش سند 36687-240).

طبیعی بود که در این فضای اجتماعی، بازار تهمت و افترای قاچاق به افراد سرشناس هم رونق بگیرد و این افراد گاه مجبور می­شدند برای حفظ موقعیت اجتماعی خود، به مأموران تفتیش، رشوه بدهند. در این وضعیت، شاید پرداخت‌نشدن حقوق مأموران ادارۀ انحصار، راهی بود که آنان برای کسب درآمد انتخاب کرده بودند؛ به همین دلیل، در اسناد دورۀ پهلوی، عریضه­های بسیار زیادی از مناطق مختلف ایران به‌دست آمده است که نویسندگان آن‌ها از بی­عدالتی های  مأموران ادارۀ انحصار مبنی‌بر اتهام قاچاق به آنان شکایت کرده­اند (سازمان اسناد بهارستان، ش سند: 696906-02و 706935-02).

3- ج: افزایش  قاچاق و تقلب: افزایش تولید و استعمال تریاک، عامل بسیاری از مشکلات در جامعۀ عصر رضاشاه بود که از‌جمله آن‌ها می­توان افزایش قاچاق، کوتاهی مأموران در انجام‌دادن وظایفشان، تقلب در سنگ وزنه­های تریاک و نیز رشوه­گیری مأموران را ذکر کرد. در اینجا، دو مورد از مهم‌ترین این مشکلات را شرح می‌دهیم:

نخست، تقلب و رشوه­گیری مأموران: در عریضه­ها گزارش­های بسیاری دربارۀ تقلب و رشوه­گیری مأموران آمده است؛ مثلاً یکی از عریضه­ها به کارکنان ادارۀ انحصار تربیت حیدریه مربوط می­شود. در این عریضه­آمده است:

در‌نتیجۀ راپرت مفتشین ادارۀ انحصار، پس‌از جستجوی فراوان، یک من وده سیر شیرۀ تریاک کشف کرده­اند. تمام مأموران به تریاک‌بودن آن تصدیق نموده، حتی یک نفر از مأمورین هم که معتاد بود، مقداری از آن را مصرف نمود. مجرم هم متعهد به پرداخت جریمه می­شود؛ اما پس‌از سه روز، مجرم با دادن یک‌صد تومن تقاضا می‌کند که تریاک­های ضبط‌شدۀ وی را در حضور چند نفر مصدق معاینه کنند. پس‌از معاینه، تریاک­های مزبور، قره‌قروت خالص می­شود.

 

و به این ترتیب، مجرم تبرئه می­شود (سازمان اسناد بهارستان، ش سند: 13617-02). بدین ترتیب، مشخص می‌شود که در آن دوران، چگونه تقلب و رشوه‌گیری مأموران به‌راحتی سبب تبرئۀ مجرم و تبدیل تریاک به قره­قروت شود. نتیجۀ این اقدام مأموران، گسترش قاچاق و رشوه­گیری در جامعه بود.

دوم، تقلب در سنگ­وزنه­های توزین تریاک: تقلب و سودجویی مأموران در مراحل مختلف جمع­آوری و خرید تریاک، شیره و سوخته رواج داشت. اولین نمونۀ این گزارش‌ها مربوط به مأموران خرید تریاک در حوزۀ بوانات و قنقری استان فارس در سال 1316 بود که ضمن شکایت از بدرفتاری مأموران ادارۀ انحصار تریاک اعلام کردند مأموران خرید به سنگ‌وزنه­های تریاک، سیم پیچیده‌اند و بدین صورت، در وزن تریاک به مردم منطقه تعدی شده است؛ زیرا فروشندگان، شیره­هایی را که قرار بوده است به مأموران مالیه بدهند، از قبل وزن کرده بودند و مأموران مالیه پس‌از وزن‌کردن شیره، متوجه بروز تقلب در آن‌ها شده­اند. به بیان مختصر، منظور نویسندۀ نامه، این بوده است که تریاک اضافه از مردم می‌گرفته و به­نفع خود استفاده می‌کرده­اند. گفته‌های معتمدان محل نیز مؤید این ظن است (سازمان اسناد ملی، ش سند: 16859-240 (شماره برگه­های مجموعه سند 27449 و 27448).

ادارۀ انحصار در پاسخ به این شکایت گفته است سنگ­های توزین با سنگ­های وزنه در پستخانه تطبیق داده شدند و چون کسر داشتند، خود اداره برای رفع کسر، آن‌ها را سیم‌پیچی کرده­اند (سازمان اسناد ملی، ش سند: 16859-240 (شماره برگه‌های مجموعه سند 27447). بر ‌فرض صحت این ادعا، کمیسیون مورد‌بحث باید پس‌از تطبیق سنگ­های وزنه با سنگ­های انبار انحصار، بر‌اساس یک صورت‌مجلس، کسری را با سیم ترمیم می­کردند.

 

اقدامات محدود‌کنندۀ دولت در زمینه اعتیاد

هر‌چند هیچ­گونه آمار دقیق و قطعی از تعداد معتادان به استعمال تریاک، موجود نیست،  اما بر‌اساس قراین و برخی آمارها می­توان تعداد تقریبی مبتلایان به استعمال تریاک را برآورد کرد. ریچاردز دربارۀ مصرف تریاک در سال­های اول حکومت رضاشاه (1303-1302ش./ 1923-1924م. ) نوشته است:

هرگاه جمعیت ایران را دوازده‌میلیون تَن فرض کنیم، این‌طور تخمین زده­اند که در سال 1923-1924 هر ده‌هزار تن، مقدار 459 پاوند تریاک مصرف کرده­اند. با در‌نظر‌گرفتن این نکته که مجمع اتفاق ملل برای ده‌هزار تن، مصرف دوازده پاوند تریاک خام را جایز دانسته است، می­بینیم که مصرف آن در ایران، 38‌برابر میزانی است که مجمع مزبور، قانوناً مجاز دانسته است (ریچاردز، 1343: 21).

 

طبق آمارهای مؤسسۀ انحصار در سال 1319، مقدار تریاک لول که از‌طرف ادارۀ انحصار تریاک برای مصرف داخلی فروخته شده، 685/300 کیلوگرم بوده است و از آنجا­که قسمتی از تریاک مصرف داخلی هم به­صورت قاچاق، از‌ طرف معتادان تهیه می‌شد، که مقدار آن را می­توان در‌حدود یک­سوم مقداری برآورد کرد که رسماً فروخته می‌شود؛ بنابراین، کل مقدار تریاک لول مصرف داخلی کشور، حدود چهارصد تن در سال تخمین زده می­شود. از سوی دیگر می­توان میزان مصرف روزانۀ هر فرد معتاد به تریاک را به­طور متوسط، حدود دو گرم (حداقل متوسط مصرف هر فرد معتاد) فرض کرد که در سال، 730 گرم می­شود؛ بر این اساس، عدۀ تقریبی معتادان به تریاک، 547‌هزار نفر خواهد بود (سازمان اسناد ملی، ش سند: 32205-240). از آنجا­ که میزان سوختۀ حاصل از کشیدن تریاک، حدود سی درصد از تریاکی است که مصرف می­شود، حدود 120 تن سوخته در کشور به­وجود می­آید که شاید حدود یک­سوم آن جمع­آوری نمی‌شود و از‌بین می‌رود. از دو‌سوم باقی‌مانده (حدود هشتاد تن)، حدود نصف آن را ادارۀ انحصار تریاک جمع­آوری می­کند و بقیه (حدود چهل تن) را شیره­کشان مصرف می­کنند.

اگر هر فرد معتاد در روز، به­طور متوسط، دو گرم تریاک مصرف کند، این میزان برای حدود 55‌هزار نفر، کافی است؛ بدین ترتیب، تعداد تقریبی کل معتادان تریاک و سوخته در ایران، بالغ بر 603‌ هزار نفر می­شود و نسبت‌به جمعیت کل کشور (حدود دوازده‌میلیون نفر)، بیش‌از پنج درصد می­شود (سازمان اسناد ملی، ش سند: 35205-240). اما با توجه به اینکه زنان (به­استثنای برخی مناطق) معمولاً تریاک استعمال نمی­کردند و مردان نیز معمولاً از بیست‌سالگی به­بعد به مصرف این ماده روی می‌آوردند، اگر جمعیت ایران حدود دوازده‌میلیون نفر برآورد شود و نصف این عده، مرد فرض شود، بر این اساس که مردان از بیست‌سالگی، جزء جمعیت فعال کشور محسوب می­شوند، به حدود 57 درصد از کل جمعیت مرد و یا حدود سه‌میلیون و 420‌هزار نفر تخمین زده می­شود؛ بنابراین می­توان گفت هفده درصد از جمعیت فعال ایران به استعمال تریاک، معتادند.

آمارهای به‌دست‌آمده از مصرف زیاد تریاک در جامعه و پایین‌آمدن سن اعتیاد، دولت را به چاره‌اندیشی واداشت و برنامه­هایی را برای محدود‌کردن استعمال تریاک اجرا کرد که از جمله آن‌ها می­توان موارد ذیل را نام برد: قانون 1304 (قانون جرم­انگاری در‌حوزۀ مواد مخدر)، قانون انحصار تریاک در سال 1307؛ قانون مجازات مرتکبان قاچاق در سال 1308؛ انحصار تجارت خارجی در سال 1309 که بر‌اساس آن، تریاک هم جزء اقلام انحصاری دولت بودو قانون منع استعمال 1314 که ضمن انحصاری‌کردن تریاک برای دولت، بندهایی از آن هم به محدودیت استعمال تریاک اختصاص داشت. علاوه بر این‌ها  دولت درصدد برآمد برنامه­هایی تبلیغاتی را برای مبارزه بااعتیاد در کشور آغاز کند که به‌نظر می­رسد مهم­ترین و جامع­ترین آن‌ها برنامۀ سال 1317 بود. در این برنامه، ضمن ممنوعیت کشت تریاک در برخی مناطق تولید‌کننده، یک برنامۀ­ سه‌ساله برای منع استعمال تریاک طراحی شد. در این برنامه، دولت ابتدا منع استعمال تریاک در استان‌هایی مانند تهران و مازندران را آغاز کرد که مصرف بالایی داشتند (سازمانه اسناد ملی، ش سند: 35205-240). مهم­ترین اقدامات دولت در این برنامه، بدین شرح بود:

-        تأسیس دفتر ثبت معتادان و ایجاد پروانۀ مصرف تریاک که در آن، اطلاعات فرد معتاد و میزان مصرف او در آن آمده بود؛

-        کاستن تدریجی از مقدار تریاک مصرفی معتادان از‌طریق افزودن مواد خارجی به تریاک و کاستن از میزان تریاک خالص؛

-     اقدامات بهداشتی، شامل ایجاد بیمارستان برای معالجۀ رایگان معتادان و مراقبت از آن‌ها، توزیع رایگان داروهای ضد ‌تریاک، و اعزام پزشک و ارسال دارو به مناطق مختلف برای ترک استعمال تریاک؛

-     انجام‌دادن اقدامات تبلیغی مانند مبتذل جلوه‌دادن فرد معتاد به تریاک در انظار عموم، چاپ کتابچه­هایی با مضمون مضرات تریاک، توزیع رایگان مجلات بین مردم، نگاشتن مقاله‌هایی با موضوع اعتیاد در روزنامه­ها و تهیۀ فیلم­های کوتاه دربارۀ تریاک و مضرات آن (همان).

 

دولت رضاشاه با پی‌گیری این برنامه‌ها امیدوار بود در‌طول سه سال به نتیجۀ دلخواه برسد و استعمال تریاک در کشور ریشه‌کن شود؛ اما انتقاد‌های بسیار به این برنامه، برخی اقدامات اشتباه مانند ادامه‌یافتن تولید تریاک در کشور به‌دلیل اهمیت اقتصادی آن و همچنین ورود ناخواستۀ ایران به عرصۀ جنگ جهانی دوم، سبب شد دولت در اجرای برنامه‌هایش دچار مشکل شود و بدین صورت، ایران باز‌ هم در برنامۀ منع استعمال تریاک شکست خورد.

به طورکلی می‌توان گفت از نیمه دوم قرن نوزدهم به بعد تولید تریاک تجاری ایران رو به افزایش رفت و نارضایتی و مخالفت با میزان رو به رشد مصرف تریاک در کشور وجود داشت ولی این نارضایتی هرگز به مخالفتی مشابه با جنبش های ضد تریاک در اروپا، آمریکا و چین نرسید. گرچه  دولت ایران  به اقدامات دیپلماتیک علیه تجارت جهانی تریاک ملحق شده بود و دو قرارداد تریاک 1912 لاهه و 1925 ژنو را امضا کرده بود ولی در عمل چندان پای بندی به آنها نداشت. در نیمه اول قرن بیستم، ایران  نه تولید تریاک  اش را کم کرد و نه هیچ حرکت جدی برای کاهش شمار معتادان کشور انجام داد (Regavim, 2012:7). در دوره رضاشاه نیز بسیاری از سیاحان خارجی بر تعداد زیاد تریاک کشان در ایران صحه گذاشته و گاه شاکی بوده‌اند که دولت تلاش آن‌چنان جدی برای مبارزه با تریاک انجام نداده است. برخی از تحلیلگران توضیح می‌دهند که درآمد تریاک آنقدر برای انجام اقدامات اصلاح طلبانه حکومت مهم بود که دولت حتی چشمش را بر قاچاق تریاک ایران می‌بست وگاه این امر با تشویق غیرمستقیم و یا حتی مستقیم حکومت صورت می‌گرفت. اعتراضات کمیته تریاک  جامعه ملل هم تاثیر چندانی بر سیاست ایران نداشت. اما این بدان معنی نبود که ایران نمی‌خواست تجارت و مصرف تریاک را کاهش دهد (Ibid: 185-186). رژیم رضاشاه بدون تردید نگران سطح مصرف بالای تریاک و تاثیرات اجتماعی آن در جامعه بود، اما علی‌رغم ماهیت دیکتاتوری‌اش، مصرف تریاک را به طور جدی ممنوع نکرد. این امر برای رژیمی که قانون لباس را بر شهروندانش دیکته می‌کرد و از ممنوعیت لباس روحانیون ابایی نداشت، نکته قابل توجهی است. می‌توان گفت فقدان تقاضای عمومی جدی برای ممنوعیت تریاک، تقدم ملاحظات مالی و درآمد اقتصادی چشمگیر تریاک این سیاست را برای دولت توجیه می‌کرد. بدین ترتیب علی‌رغم فشارهای بین‌المللی و نگرانی خود حکومت از نرخ بالای معتادین، تولید، تجارت و مصرف تریاک کاهش نیافت و فقط اقداماتی نه چندان ریشه‌دار برای برخورد با آنچه حکومت خود به عنوان مشکل تریاک درک می‌کرد، انجام گرفت                 (Ibid, 2012:4).

 

نتیجه‌گیری

هم‌چنان که ذکر آن رفت، تریاک جزو اقلامی بوده  که در تاریخ کشور ما جایگاه ویژه‌ای داشته است، مصرف آن از دیر باز چه در حوزه پزشکی و چه به عنوان مخدر رایج بوده و در دوره‌های متاخرتر تولید و تجارت آن در اقتصاد کشور نقشی مهم ایفا کرده است. از نیمه دوم قرن نوزدهم تولید، تجارت و مصرف آن رشد چشمگیری یافت و این فزونی در دوره پهلوی نیز ادامه یافت. به موازات رشد تولید و تجارت  تریاک، سهولت دسترسی به آن نیز افزایش یافت و منابع این دوره از اعتیاد روز افزون به تریاک در همه اقشار و طبقات مختلف جامعه سخن گفته‌اند. البته قابل ذکر است که قابلیت فزاینده دسترسی به تریاک، نمی‌تواند فی نفسه رشد مصرف آن را توضیح دهد، افزایش مصرف تریاک صرفا با دسترسی مادی به آن رابطه مستقیمی ندارد، اما این امر وقتی با عوامل فرهنگی و اقتصادی پیوند می خورد، می تواند به عللی برای رواج اعتیاد تبدیل شود. دسترسی آسان به آن در شرایطی که زمینه برای مشکلات اجتماعی و روانی وجود دارد، توام با باورهای نادرست در استفاده از این ماده، جهل و ناآگاهی از تبعات منفی آن، عدم اطمینان به دانش نوین پزشکی، عدم دسترسی به دارو در مناطق دورافتاده، اعتیاد گروه­های شاخص جامعه که خود به‌نوعی، الگوی افراد بودند، و گاه سیاست‌های خود دولت در افزایش مصرف آن موثر افتاد. به طوری که خرید و فروش آن در مراکز عمومی با بسته بندی دولتی، این باور را می توانست ایجاد کند که دولت مدرن پهلوی خود با کشیدن تریاک موافق است و بنا براین ضرری در آن نیست. درآمد های اقتصادی تریاک آنقدر مورد نیاز دولت  رضاشاه برای اجرای اصلاحات مدرن اش بود که نمی‌توانست از این کالای سودآور صرف‌نظر کند و حتی گاه بر قاچاق آن نیز چشم می‌بست. در این دوره علاوه‌بر دولت که به تریاک به‌عنوان یک کالای سودآور برای تأمین هزینه­های کشور توجه می‌کرد، وابستگی معیشت بسیاری از اقشار و گروه­ها مانند دلالان، تاجران، کشاورزان و کارگران به تولید و تجارت این مادۀ مخدر، به‌طور غیرمستقیم در افزایش مصرف و دسترسی آسان افراد به آن، مؤثر بود. . آمار معتادین در دروه رضاشاه گرچه کاملا دقیق نبود، اما هشداردهنده بود، دولت از اثار سوئ اجتماعی اعتیاد به تریاک و موارد مربوط به خرید و فروش آن از جمله دزدی،  قاچاق، نارضایتی‌های اجتماعی از مصرف تریاک و مزاحمت‌های اجتماعی افراد معتاد در جامعه آگاه بود به همین دلیل برای حل این معضل بزرگ  اجتماعی انحصارتولید و تجارت آن و نیز کنترل بر مصرف آن را در دست گرفت و در مقاطع مختلف، برنامه­هایی رابرای محدودیت مصرف آن  اجرا کرد؛ اما گاه خود این برنامه‌ها از جمله ایجاد مراکز عمومی خرید و فروش، فروش اجباری به مغازه‌داران، و یا مراکز مصرف عمومی، به جای محدودیت مصرف تریاک به رواج بیشتر آن دامن زد گاهی نیز برنامه­ها به‌دلیل برخی مشکلات و موانع، چندان کارایی نداشتند؛ مثلاً دولت در برنامۀ منع استعمال 1317 به انتشار مقاله‌هایی در روزنامه­ها و نیز تهیۀ فیلم‌هایی دربارۀ مضرات تریاک مبادرت کرد. مشکل این اقدامات، آن بود که در مناطق دورافتاده که مردم، امکانات لازم و نیز سواد خواندن و نوشتن نداشتند، این اقدام نمی­توانست راهگشا باشد. از طرف دیگر، دولت طی سال­های متمادی که برنامه­های منع استعمال را مدّ ‌نظر داشت، همچنان بر کشت تریاک برای صادرات تأکید می‌کرد و از این مسئلۀ مهم غافل بود که تا وقتی کشت تریاک ادامه دارد، برنامه­های منع استعمال نیز از ضمانت اجرایی لازم برخوردار نیستند. ­برای اثبات این ادعا که برنامۀ منع استعمال سال 1317 هم در ریشه‌کن‌کردن معضل اعتیاد، مؤثر واقع نشد، می‌توان میزان  مصرف تریاک در استان­های مهم کشور طی سال‌های 1319 و 1320 را  ذکر کرد.

 

 

جدول 2. میزان مصرف تریاک به کیلوگرم در سال 1319

منبع: سازمان اسناد ملی، سند ش 35205-240

 

مقایسه میزان مصرف در استان‌های کشور:

 

 

جدول 3. مقدار مصرف سال 1319 در هر استان براساس درصد (سازمان اسناد ملی، ش سند 35205-240).

 

 

منبع: سازمان اسناد ملی، سند ش 35205-240

 

نرخ مصرف در استان‌های کشور:

 

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول 4. مقدار شیرۀ تولید‌شده در هر استان در سال 1320 بر ‌اساس درصد.

 

 

 

 

منابع

الف) کتاب‌ها

-        باستانی پاریزی، محمد ابراهیم (1379)، از سیر تا پیاز، تهران، علم.

-        بلوشر، ویپرت فن، (1369)، ترجمه کیکاووس جهانداری، تهران: خوارزمی

-        پولاک، یاکوب ادوارد (1368). سفرنامۀ پولاک: ایران و ایرانیان. ترجمۀ کی‌کاووس جهانداری. چ2. تهران: خوارزمی.

-        ریچاردز، فردریک (1343). یک مسافرت ایرانی. ترجمۀ مهین‌دخت صبا. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

-        فردوست، حسین (1370). ظهور و سقوط سلطنت پهلوی.  ج1. تهران: اطلاعات.

-        کوهی کرمانی، ح. (1324). تاریخ تریاک و تریاکی در ایران. ج1. تهران: چاپخانۀ علمی.

-        نوردن، هرمان (2536شاهنشاهی). زیر آسمان ایران. ترجمۀ سیمین سمیعی. تهران: دانشگاه تهران.

-        نیدرمایر، اسکارفن (1363). زیر آفتاب سوزان ایران. ترجمۀ کی‌کاووس جهانداری. چ1. تهران: نشر تاریخ ایران.

-     هاکس، مریت (1368). ایران: افسانه و واقعیت (خاطرات سفر به ایران). ترجمۀ محمد‌حسین نظری‌نژاد و محمد‌نقی اکبری و احمد نمایی. گروه ترجمۀ بنیاد پژوهش‌های اسلامی. چ1. مشهد: آستان قدس رضوی.

 

ب) مقاله‌ها

-     آقاجری، سید هاشم، مهدی دهقان حسام‌پور و کامران حمانی، (1391) "علل رواج اعتیاد در جامعه عصر قاجار و آثار اجتماعی آن" مطالعات تاریخ اسلام، سال 4، ش 12، ص 9-31.

-     آیتی، عطا (1385). «دیکتاتوری و اقتصاد: گزارشی از اوضاع اقتصادی ایران در عصر رضا‌شاه». فصلنامۀ تاریخ معاصر ایران. ش10. ش37. ص. 203-224.

-        علی‌مردانی، علی‌اکبر (تابستان 88). «مواد مخدر و رژیم پهلوی». فصلنامه  مطالعات تاریخی سال ششم، ش 25، ص 112-147.

-        علیوردی­نیا، اکبر (مرداد و شهریور1386). «مواد مخدر و امنیت اجتماعی». نشریۀ سیمای اقتصادی. ش240-239. ص. 134-141.

-        مهشید لطیفی‌نیا، مهشید (11371)  "تریاک و اقدامات انجمن مبارزه با تریاک و الکل"، گنجینه اسناد، ش 7و 8، ، ص 110 - 129

-        نوایی، عبدالحسین  (1373). "ماجراهای منع تریاک" گنجینه اسناد، ش 16 ، ص 16-35.

 

ج) اسناد منتشر‌نشده

-        سازمان اسناد بهارستان، ش سند 07046-02.

-        سازمان اسناد بهارستان، ش سند 09278-02.

-        سازمان اسناد بهارستان، ش سند 09891-02.

-        سازمان اسناد بهارستان، ش سند 11831-02.

-        سازمان اسناد بهارستان، ش سند 13617-02.

-        سازمان اسناد بهارستان (1304-1308ش. ). احصائیۀ شهر تهران.

-        سازمان اسناد بهارستان. مشروح مذاکرات مجلس، دورۀ 14، جلسۀ 39.

-     سازمان اسناد بهارستان (1303ش. ). مک کرماک، د. و. یادداشت راجع به تریاک ایران. تهیه‌شده برای دکتر ا. س. میلسپاو، رئیس کل مالیۀ ایران. مطبعۀ مجلس.

-        سازمان اسناد ملی، ش سند 16859-240(12 برگ)

-        _______، ش سند 20420-240.

-        _______، ش سند 35205-240 (30 برگ).

-        _______، ش سند 56759-240.

-        _______، ش سند 101002/896.

 

-        Regavim, Ram Baruch, The Most Soverign of Masters: The History of Opium in Modern Iran, 1850-1955, (2012), Dissertation, University of Pennsylvania.



[1]. استادیار گروه تاریخ دانشگاه الزهرا؛ fasihis@gmail.com

[2]. دانشجوی دکتری تاریخ ایران، دانشگاه بین‌المللی قزوین؛  farzi.farideh@yahoo.com

[3] محمد ابراهیم باستانی پاریزی، از سیر تا پیاز، تهران، علم 1379

[4] سید هاشم آقاجری، مهدی دهقان حسام‌پور و کامران حمانی، "علل رواج اعتیاد در جامعه عصر قاجار و آثار اجتماعی آن" مطالعات تاریخ اسلام، سال 4، ش 12، بهار 91

[5] عبدالحسین نوایی، "ماجراهای منع تریاک" گنجینه اسناد، ش 16، زمستان 1373، 16-35

[6] مهشید لطیفی‌نیا، "تریاک و اقدامات انجمن مبارزه با تریاک و الکل"، گنجینه اسناد، ش 7و 8، زمستان 1371، 110- 129.

[7] Blucher

[8] Neligan

[9] گفته شده تریاک کشیدن در چین در قرن هفدهم  میلادی آغاز شد و در چین و سایر جوامع چینی آسیای شرقی به صورت معمول و مطلوب در آمد و از آن جا به سایر نقاط آسیا سرایت کرد (Regavim,1995: 125-126).

3 Merritt Hawks

4 Fredrick Charles Richards

 

 

 

[12] Nieder Mayer

[13] Kazama

[14] Polak

 

[15] Hermann Norden

منابع

الف) کتاب‌ها

-        باستانی پاریزی، محمد ابراهیم (1379)، از سیر تا پیاز، تهران، علم.

-        بلوشر، ویپرت فن، (1369)، ترجمه کیکاووس جهانداری، تهران: خوارزمی

-        پولاک، یاکوب ادوارد (1368). سفرنامۀ پولاک: ایران و ایرانیان. ترجمۀ کی‌کاووس جهانداری. چ2. تهران: خوارزمی.

-        ریچاردز، فردریک (1343). یک مسافرت ایرانی. ترجمۀ مهین‌دخت صبا. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

-        فردوست، حسین (1370). ظهور و سقوط سلطنت پهلوی.  ج1. تهران: اطلاعات.

-        کوهی کرمانی، ح. (1324). تاریخ تریاک و تریاکی در ایران. ج1. تهران: چاپخانۀ علمی.

-        نوردن، هرمان (2536شاهنشاهی). زیر آسمان ایران. ترجمۀ سیمین سمیعی. تهران: دانشگاه تهران.

-        نیدرمایر، اسکارفن (1363). زیر آفتاب سوزان ایران. ترجمۀ کی‌کاووس جهانداری. چ1. تهران: نشر تاریخ ایران.

-     هاکس، مریت (1368). ایران: افسانه و واقعیت (خاطرات سفر به ایران). ترجمۀ محمد‌حسین نظری‌نژاد و محمد‌نقی اکبری و احمد نمایی. گروه ترجمۀ بنیاد پژوهش‌های اسلامی. چ1. مشهد: آستان قدس رضوی.

 

ب) مقاله‌ها

-     آقاجری، سید هاشم، مهدی دهقان حسام‌پور و کامران حمانی، (1391) "علل رواج اعتیاد در جامعه عصر قاجار و آثار اجتماعی آن" مطالعات تاریخ اسلام، سال 4، ش 12، ص 9-31.

-     آیتی، عطا (1385). «دیکتاتوری و اقتصاد: گزارشی از اوضاع اقتصادی ایران در عصر رضا‌شاه». فصلنامۀ تاریخ معاصر ایران. ش10. ش37. ص. 203-224.

-        علی‌مردانی، علی‌اکبر (تابستان 88). «مواد مخدر و رژیم پهلوی». فصلنامه  مطالعات تاریخی سال ششم، ش 25، ص 112-147.

-        علیوردی­نیا، اکبر (مرداد و شهریور1386). «مواد مخدر و امنیت اجتماعی». نشریۀ سیمای اقتصادی. ش240-239. ص. 134-141.

-        مهشید لطیفی‌نیا، مهشید (11371)  "تریاک و اقدامات انجمن مبارزه با تریاک و الکل"، گنجینه اسناد، ش 7و 8، ، ص 110 - 129

-        نوایی، عبدالحسین  (1373). "ماجراهای منع تریاک" گنجینه اسناد، ش 16 ، ص 16-35.

 

ج) اسناد منتشر‌نشده

-        سازمان اسناد بهارستان، ش سند 07046-02.

-        سازمان اسناد بهارستان، ش سند 09278-02.

-        سازمان اسناد بهارستان، ش سند 09891-02.

-        سازمان اسناد بهارستان، ش سند 11831-02.

-        سازمان اسناد بهارستان، ش سند 13617-02.

-        سازمان اسناد بهارستان (1304-1308ش. ). احصائیۀ شهر تهران.

-        سازمان اسناد بهارستان. مشروح مذاکرات مجلس، دورۀ 14، جلسۀ 39.

-     سازمان اسناد بهارستان (1303ش. ). مک کرماک، د. و. یادداشت راجع به تریاک ایران. تهیه‌شده برای دکتر ا. س. میلسپاو، رئیس کل مالیۀ ایران. مطبعۀ مجلس.

-        سازمان اسناد ملی، ش سند 16859-240(12 برگ)

-        _______، ش سند 20420-240.

-        _______، ش سند 35205-240 (30 برگ).

-        _______، ش سند 56759-240.

-        _______، ش سند 101002/896.

 

-        Regavim, Ram Baruch, The Most Soverign of Masters: The History of Opium in Modern Iran, 1850-1955, (2012), Dissertation, University of Pennsylvania.