ریشه‌های بحران در روابط امین و مأمون

نویسنده

چکیده

فصلنامه علمی- پژوهشی تاریخ اسلام و ایران دانشگاه الزهرا(س)
سال بیست و دوم، دوره جدید، شماره 7، پیاپی 87، پاییز 1391
ریشه‌های بحران در روابط امین و مأمون
علی ناظمیان فرد

در پی مرگ هارون‌الرشید در سال 193 هجری، خلافت عباسی به ورطه یک بحران سیاسی فرو غلطید و قلمرو آن با محوریت بغداد و مرو دو پاره شد.بیشتر تاریخ‌نگاران سده‌های آغازین اسلامی بر این باورند که تیرگی روابط میان امین و مأمون از آنجا آغاز شد که پس از مرگ هارون، فرزندش امین عهدنامه پدر را که طی آن قلمرو عباسی میان او و برادرش، مأمون، تقسیم شده بود نقض کرد و حق مأمون را برای جانشینی نادیده گرفت.مأمون نیز در یک واکنش خشم‌آلود، برای احقاق حق خویش و کوتاه کردن دست امین، نیروهای خود را به بغداد فرستاد تا با تصرف این شهر و از میان برداشتن خلیفه، قدرت را به سود او یکپارچه کنند.این مقاله با رویکردی متفاوت از آنچه تاکنون درباره خاستگاه بحران در روابط امین و مأمون ذکر شده است، می‌کوشد تا در پرتو داده‌های تاریخی و تحلیل محتوای عهدنامه هارون، نشان دهد که:نخست، هارون در عهدنامه مکه، قلمرو خود را میان فرزندانش تقسیم نکرد و حوزه اختیار و اقتدار