درکنار بلشویک‌ها یا برکنار از آن‌ها: بیلان رویدادی از تضاد نظریه و عمل در جمهوری شورایی گیلان

نویسنده

چکیده

جنبش جنگل در حیات سیاسی–نظامی خود، مراحل متفاوتی را ازسر گذراند. جان‌مایه این جنبش، مخالفت با حضور استعمارگران روس و انگلیس و ضدیت با استبداد داخلی بود. رهبر فرهمند آن، میرزاکوچک‌خان، از مشروطه‌طلبان متدینی بود که حیات شخصی خود را وقف پیشبرد اهداف جنبش کرد. با وقوع انقلاب کمونیستی در روسیه، جنبش جنگل که دوره فتور خود را می‌گذراند، وارد مرحله جدیدی از تکاپوهای خود شد. به‌نظر می‌رسید انقلاب بلشویکی با اهداف آرمان‌گرایانه خود، جنبش را از رکود نجات داده است؛ اما روند رویدادهای بعدی نشان داد که جنبش به‌شدت دچار تضادهای ژرف در هویت ایدئولوژیک و نیز اهداف خود شده بود. جنبش و رهبر آن، متعلق به سرزمینی بودند که پایداری سنت، ویژگی بارز آن بود؛ اما انقلاب بلشویکی، اگرچه از صافی تفکرات لنین گذشته بود، رهاورد مدرنیسم غربی به‌حساب می‌آمد. پُر واضح بود که در لحظه‌ای تعیین‌کننده از تاریخ، تضاد سنت و مدرنیته یا بهتر بگوییم، تضاد نظریه و عمل، خود را در عرصه و بستر واقعیت موجود جامعه نشان خواهد داد. مشخصاً هیچ‌کدام از طرف‌ها بهره شایانی از این ستیز نبردند: هم آرمان‌های بلشویکی به‌سبب پایداری سنت و حاملان آن، یعنی رهبر جنبش، یاران او و مردم اکثراً کشاورز گیلان، صورت عملی به‌خود نگرفت و هم جنبش جنگل توسط بلشویک‌ها فرو گذاشته شد و سرانجام، ازهم پاشید

کلیدواژه‌ها